تبلیغات
پایگاه تفریحی - شایعه فوت جمشید مشایخی
تاریخ : پنجشنبه 6 مهر 1391
نویسنده : مهدی


جمشید مشایخی

این روز ها هم شایعه فوت جمشید مشایخی برای چندمین بار سر زبان ها افتاد. معلوم است که این بار هم متهم ردیف اول، پیامک و اس ام اس و از این جور چیزها بود...

اولین بار نیست که از این خبرهای جعلی و دروغ می شنویم، آخرین بار هم نخواهد بود. از این خبرها را در مورد آدم های معروف و محبوب آن قدر شنیده ایم که حالا دیگر در برابرشان ضد ضربه شده ایم. اگر قبلا کمی تا قسمتی تحت تاثیر قرار می گرفتیم، حالا دیگر صبر می کنیم تا آن را از یکی از منابع خبری رسمی بشنویم و تایید بشود. مارگزیده ایم؛ ولی ریسمان سیاه و سفید دیگر نمی ترساندمان. به این سادگی ها گول فریاد و داد و بی داد چوپان دروغ گوی نت را نمی خوریم.

2

آسیب شناسی چرایی این اتفاق –یعنی پخش خبرهای دروغ کار ساده ای نیست. اصلا می شود از جنبه های مختلف بررسی اش کرد. با یک نگاه روان شناسی کی می داند کسی که برای اولین بار آن پیامک یا میل را می نویسند و دکمه «ارسال» را برای فرد یا افراد بعدی فشار می دهد، چه حسی دارد؟

 

با نگاه جامعه شناسانه می شود به این پرداخت که سیاست زدگی تمایل مردم را به سمت اخبار نرم تر و جذاب تر سوق می دهد. ولی به جز حاشیه ها و فرعیات این حوزه، اساسا اخبار هنری ما اخبار جذابی نیست. چرا؟ چون در این حوزه اساسا اتفاق خیلی مهمی كه ملت از آن لذت ببرند، وجود ندارد. پس طبیعی است که خودشان برای رفع این نیاز دست به تولید بزنند. حالا این که چقدر از این تولید با واقعیت هم خوان است یا اثر خامه این تولید کننده بزرگوار برای کجای جامعه مضر است، بحث دیگری است که در قاموسش نیست.

3

مسلما برای هیچ کس خوشایند نیست ببیند وقتی سر و مر و گنده است، خبر مرگ خودش دارد دهان به دهان و گوشی به گوشی می چرخد. نمونه اش عزت ا... انتظامی بود که یک بار به پخش همین خبر در مورد خودش شدیدا اعتراض کرد. گرچه این جور خبرها تاثیری روی خود کسی که شایعه برایش پخش می شود ندارد. ولی مهم ترین چیز این است که جو بی اعتمادی و دروغ را در جامعه پررنگ می کند. از این بدتر چیزی را سراغ دارید؟

4

من خودم از نزدیک شاهد بوده ام که یکی از این دروغ ها چه طور شکل گرفته. چون یک بار خبر مرگ همین استاد مشایخی را یکی از دوستان نزدیک خودم مرتکب شد. مجال بدهید بگویم که این بنده خدا اصلا آدم مغرضی نبود. فقط جوگیر شده بود و به خبر شفاهی چندتا از دوستان به ظاهر صمیمی اش اعتماد كرده بود و طمع کرده بود با انتشار این خبر بد به آمار وبلاگ تار عنكبوت بسته اش تكان مختصری بدهد. در عرض یکی دو ساعت به چیزی که دلش می خواست رسید.

 

یعنی با توجه به خردک آبرو و اعتبار نسبی اش در سینمایی نویسی و به مدد سایت های لینک دهنده، آمار بازدید کننده های وبلاگش سه سوته چنان رفت بالا که نه فقط تارهایش پاره شدند که خود عنکبوت ها هم تار و مار شدند. جوری که به خیالشان رسید دیگر هیچ وقت بتوانند به آشیانه دنج و دل چسبشان برگردند. اما درست دو سه ساعت بعد حقیقت روشن شد و رفیق ما هم خجل و شرمنده این خبر جعلی را از وبلاگش برداشت.

 

ولی در این دو سه ساعت هم ابعاد ماجرا چنان گسترده شد و شایعه چنان پیچید که همان شب قرار شد جمشید مشایخی به عنوان مهمان به برنامه «دو قدم مانده به صبح» دعوت شد. یادم هست آن شب برای دوستم شب سخت و دردناکی بود. نگران نشسته بود جلو تلویزیون، تلك و تلك می لرزید که بازیگر محبوبش که صبح همان روز در فضای نت فاتحه اش را خوانده، حالا چطور از خجالتش درمی آید.

 

اما آب از آب تکان نخورد. حتی آخر برنامه که مجری اشاره مختصری به این قضیه کرد، استاد خیلی راحت از کنارش رد شد و گفت مطمئن است که قصد و غرضی در کار نبوده. همین و تمام. این را نوشتم که بگویم مطمئنم که این بار هم چیزی غیر از این نخواهد بود. این شایعه ها را برای آدم های بزرگ می سازند؛ این جور آدم ها هم همان جور که از اسمشان برمی آید، آن قدر بزرگ هستند که با این چیزها و از این بادها نلرزند




:: برچسب‌ها: شایعه فوت جمشید مشایخی ,
شما با کدام دامنه وارد سایت شدید


» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :